– فرگر د فرمانروا

آن چنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم. «عارف قزوینی»

دراین بخش نگاهی اجمالی خواهیم داشت بر تاریخ فرمانروایان ایران وجهان و بر اساس آن به نام جدید فرمانروا خواهیم رسید که بنام پرزیدنت یا رئیس جمهور تغییر یافته است.
….

تاریخ گذشتگان نشان می دهد که همانگونه که از نام فرمانروا نیز برمی خیزد درزمان های گذشته فرمانروا کسی بود که درجامعه پیشین فرمان دهنده وآمر و امر دهنده بر دیگران بود و انتخاب یک فرمانروا نیز بدست مردم نبود واز پدر به پسر میرسید درنتیجه مردم یک کشور هیچگونه انتخابی دراین زمینه نداشتند وبدین شکل فرمانروا انسانی صالح بود یا خیر فرقی بحال جوامع آنزمان نمیکرد . وهمچنان نیز درکشورهائی که پادشاه یا فرمانروا حکفرمائی میکند نسل به نسل این مقام به فرزند بعدی به ارث میرسد تفاوت کوچکی که دراین میان صورت گرفته است از لحظ انتخاب در جامعه ی امروزی این است که درصورتی که فرزند اول پادشاهی در ممالک اروپائی دختر باشد دیگر منتظر اینکه فرزند بعدی شاید پسر باشد و یا اینکه حتما پادشاهی پسر دار شود نمی مانند ، و همان دختراول بعنوان اولین وارث پادشاه برای آینده ی سلطنتی ان کشور انتخاب می شود و با نام ملکه ی ان کشور ادامه ی سلطنت پادشاهی پدر را بر عهده خواهد گرفت وملکه الیزایت در انگلیس نیز نمونه بارزی ازاین استکه پس ازمرگ پادشاه چون همسر او بود وشاهزاده در سن مناسب نبود تاکنون بر تخت سلطنت نشسته است و بر اساس همان میراث پادشاهی بالاخره سرانجام که خدا میداند کی ! سلطنت به پسر او میرسد البته اگرلطف خداوندی مرحمت نموده و عمری براو باقی بگذارد چون درحال حاضر پدربزرگ منو شما شده است! بهرشکل….. در گذ شته و در زمانهای دور دربین فرمانروایان از مهربانی وعطوفت کمتر خبری بود وتنها وقتی محبت ومهری صورت میگرفت که هدیه و سوغاتی از جانب مردم فقیر می رسید ویا از مالیات مردم بخت برگشته ی آنزمان بود که باعث جشن وسرور همگان در قصرها وبارگاه آنان میشد وگاه کسی هدیه ای به مقام فرمانروا پادشاه اهدا میکرد که در صورت خوش نیامدن پادشاهان وفرمانروایان معلوم نبود چه برسر اهدا کننده می آمد . وبطورکل فرمانروایانی که اینگونه به ظلم و ستم عمل میکرده اند بسیار بوده وچنانچه صدائی از او بر میخواست آنگاه بااو برخوردی ناعادلانه کرده حتی به مرگ نیز محکوم میکرد ند چراکه در چشم اینگونه فرمانروایان چنین افرادی یک تهدید به حساب می آمده اند و(ناسازگار وهرج ومرج طلب وآشوبگر )شمرده میشدند.

هرکه فریادرس روز نصیبت خواهد
پو در ایّام سلامت ، به جوانمردی کوش

بنده ی حلقه بگوش ار ننوازی ، بـِرود!
لطف کن ، لطف ، که بیگانه شود حلقه بگوش!
گلستان سعدی
●●●●

** ره بهتر**

نه هرکس راه " بدخلقی " بداند

تواند ره به خوشبختی کشاند

فغان سر میدهد , روزی سر آخر

وگر ظلمی به دیگر کس رساند

" ره بهتر " بباید, او بیابد

رهی صلح وصفا گر می تواند!

ره دنیا ره ظلم وستم نیست

چو این شد از جهان چیزی نماند!

ف.شیدا

——

* فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند . ارد بزرگ

اینگونه اعمال باعث میشد که مردم واشخاص عام وخاص با قتل هائی که فرامانروا وحاکمان زیر دست او ویا اطرافیانش اجرا میکردند همه به وحشت افتاده و با تولید این ترس در جامعه دیگران را وادار به سکوت کرده وهم فرمانداری ومقام خود را حفظ میکردند و هم به آنچه میل و اراده آنان بود رسیده بیشتر زندگی خود را درعیش ونوش وخوشگذرانی سر میکردند ودیکتاتوری وخفقا ن ظالمانه ای بر ملت ومملکت وملت وشهرها سایه انداخته بود.ازاین رو بسیاری ازاینان درتاریخ ملتها ی دنیا، سرنوشتی جز انقراض را فرمانروائی خود را شاهد نبوده اند.
* فرمانروای دانا می داند ، هیچ ندائی با کُشتن خفه نمی شود . ارد بزرگ

—–

درکمین

نه آن دل میشود شادان ،که " تنها وغمین" باشد
نه ثروت میدهد شادی ، چو " تنها " بر زمین باشد
ببین دنیا ی فانی را ! نماند تا ابد انسان !
که مرگی بی خبر روزی , همیشه درکمین باشد!ف.شیدا

بد نیست روایتی از گلستان سعدی را مروری داشته باشیم
در وصف پادشاهان وفرمانروایان گذشته :

پادشاهی کمر به قتل مردی بست وازانجا که مرد دست
ازجان شسته بود شروع به بدوبیراه گفتن ودشنام دادن
به پادشاه وملک ودولت اوکرد
چراکه وقتی که کسی دست از جان شسته باشد دیگر
هرچه دلش بخواهد برزبان آورده ومیگوید زیرا که دیگر دلیلی
برای ترس ازچیزی ندارد ومیداند خواه ناخواه کشته خواهد شد
پادشاه از وزیران خود پرسید که این مرد چه میگوید
وزیر اول بخاطر مصلحت اوضاع گفت: تقاضا میکنند که شما خشم خود
را فروخورده واز
کشتن او صرفنظر کنید .دل پادشاه برحم آمد واورا بخشید
وزیر دوم که ضد این مرد بود گفت :
این درست نیست که در خدمت خدائی چون شما باشیم
وزبان بدروغ بازکنیم
و به شما دروغ بگوئیم این محکوم زندانی شمارا به ناسزاه وبدوبیراه

گرفته است
پادشاه ابروهایش درهم رفت وگفت :آن دروغ مصلحت امیز را بهتر پسندیدم تا راستی که اینطور مرا ناراحت کرد!
نشنیده ای مگر ک" ه بزرگان وانسانهای عاقل"

میگویند که :

-دروغ مصلحت آمیز بهتر از راست فتنه انگیز است! (متن اصلی از * گلستان سعدی*):

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری
اشارت کرد بیچاره در آن حالت نومیدی مَلَک را دشنام دادن گرفت
(دشنام میداد)
وسقط گفتندوبیراه وناسزا گفتن، که" گفته اند:

*هرکه دست از جان بشوید ، هرچه دردل دارد بگوید!

ملک پرسید: چه میگوید ؟ یکی از وزرا گفت : ای خداوندگار، همی گوید:" والکاظمین الغَیط و العالفینَ عُن الناس" ۱.
ملک را رحمت آمد واز سرخون او درگذشت.

وزیر دیگر که ضد او بود گفت " ابنای"۲ ٬جنس مارا " نشآید " ۳،در "حضرت " ۴ پادشاهان جز به راستی سخن گفتن!!"
این، مَلک را دشنام داد و ناسزا گفت!
مَلک روی ازاین سخن درهم کشید وگفت " ان دروغ وی پسندیده تر آمد!
مرا زین راست که تو گفتی، که روی ان مصلحتی بود
وبنای این بر "خـُـبـتی"۵!وخردمندان گفته اند:

دروغ مصلحت آمیزبّه ز راست فتنه انگیز!
توضیح کلمات پارسی:

۱/والکاظمین…(آل عمران/۱۳۴*)
وخشم خود را فروخورند واز مردم درگذرد!۲/ابناء : پسران ، فرزندان (اینجا به معنی گروه وطایفه ی ما

… هرکه شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید!!!
*___________* ۳/نشآید: شایسته نباشد ۴/حضرت(حضور، پیشگاه) ۵/خُبت : پلیدــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

….و… برطاق ایوان فریدون نیزنوشته بود:

جهان ای برادر نماند به کس

دل اندر جهان آفرین بند وبس
*_____*

مکن تکیه بر ُملک دنیا وپشت
که بسیار کس چون تو پرورد وکـُشـت!

چو آهـنگ رفـتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه برروی خاک!!!

* گلستان سعدی

…وبدینگونه بود

که بیشتر فرمانروایان فقط گوشی , برای شنیدن آنچه
دوست داشتند، بودند !
ودیگر سخنان مردم واطرافیان کمترین اثری در راه وروش آنان
میگذاشت !.
چرا که درآن دوره خداوندگار ملک و کشور ومردم محسوب میشدندواین قدرت کمی نبود بخصوص ووقتی " قدرت مقابله "

برای دیگران باقی نمانده باشد

وتوان خدائی کردن نیز از" ترس وخوف " به او داده شده باشد.
ودرعین حال اکثرا نیز هیچگونه احساس مسئولیتی را
درقبال کشور وملت احساس نمیکردند و همواره با کمترین مخالفتی
با بیشترین قدرت به سرکوب کردن آن می پرداختند

ومردم بینوا را نیز با گرفتن مالیاتهای سنگین

و خرج های کمرشکن زندگی سرگرم کارخود میکردند .
بااین ترتیب دیگر اَحدّی "نای" و"قدرت" مقابله با ایشان را نداشته
و ازاینروتاریخ ایران باتمامی گستردگی وزیبائی وجذابیتی که برای
دیگر ملل دنیا داشته است

برای مردم خود ایران سالهای درد واندوه بود ه است….
و همواره و همیشه سرشار ازانسانهای خرد ودرشت معتادی بود که
بوسیله حکومت به دلیل درسکوت نگاهداشتن وخاموش کردن هر
صدائی وهر اعتراضی به دام اعتیاد می انداختند ،

در آنزمان امکان دسترسی

به مواد مخدر راحت تر بود که البته
( در گذشته بیشتر تریاک وافیون یافت می شد*)و براحتی در دسترس عام وخاص قرار داشته وخود

فرمانروایان ودرباریان نیز،

درعیش ونوش مجلسی خود به همین کار مشغول
بودند و بی هیچ مشغله ونگرانی و غمی ،مطمئن بودند که کسی برجا
نمانده است که بر علیه آنان قیامی تدارک دیده یا مشکلی درجهت سلطنت
وفرمانروائی آنان فراهم آورد.* بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان
فرمانروا هستند . ارد بزرگ

…و مردم این دوران نیز که چاره راهی نداشتند،
تنها چشم امید به این داشتند که کسی ازراه رسیده یاور آنان گردد
وبه نان وبخور نمیر فرمانروایان که با سختی ومشقت نیزفراهم
میشد، سر کرده وناامیدی ویاس درمیان مردم گسترشی
عمیق داشت.* سردمداران ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ،
دوری از فرمانروایی آنها را می ترساند ! . ارد بزرگ

تا جائی که پیر وجوان تنها به زنده بودن واینکه روزی خود را
فراهم آوردند ،اندیشه میکردند وبس!
وهرگاه جارچیان فرمانروا ویا پادشاه وامپراطوری ها به میدانهای شهر
جهت اطلاع رسانی می آمدند مردم با هزاران امید درانتظار
خبرهائی بودند که ذره ای درحال وروز آنان اثری بگذارد.
* مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند!
آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! . ارد بزرگ

چراکه آنان که بر اثر فقرمعتاد میشدند

بگونه ای مشغول خود بودند
وآنان که بعلت داشتن خانواده پر جمعیت

گرفتار نان وبدهی مالیاتی خود بدولت و…

بودند نیز دیگر

وقت وزمانی برای اعتراض برایشان باقی نمیماند
و از سوئی کشاورز ودامدار نیز بنوعی دیگر سرکیسه میشد .
وهمگان خدمتگزاران نوکران وکنیزان فرمانروا واطرافیان آنان
محسوب می شدند
ازاین دست داستانهای تاریخی هرچه بخواهید در تاریخ ایران وجهان
میتوان یافت نمود

* سیاست بازان بدانند که فرمانروا همیشه به مردم بدهکار است . ارد بزرگ

چیزی که مسلم است , ما نمیتوانیم تاریخ ِ حقیقت ِواقعی ِآنچه گذشت را
هرگز انکار کنیم

وهرچه که تا کنون بر ایران وسایر کشورهای جهان گذشته است

مورخان تمامی دنیا,

نویسندگان معاصر آن بوده اند

ومورخین معاصر فعلی

نیز همچنان به نوشتن تاریخ ادامه داده وخواهند داد

لذا هرچه اتفاق افتاده باشد
اگرچه میتواند درصورتی که روایت ویا داستان باشد
تفسیر شخصی توصیف شود

اما یک مورخ تاریخ نگار

هرگز نمیتواند اعتقادات وافکار شخصی خود را

در تحقیقات خو د بعنوان تاریخ بنگارد یا بنویسد!>
وچنانچه حتی خود در میان آنچه گذشت, باشد

واز احساسات شخصی خود نیز درباب کسی و چیزی

بر آنچه گذشت

بنویسدآنگاه نیز

تاریخ شناسان وحتی مردم دانا

اینرا بخوبی میدانند که برای مثال

فلان فرمانروا وفلان پادشاه

که روایات بسیاری ازاو نیز درجامعه هست یا

از پیش بوده است

نمیتواند چیزی جز آن باشد که

اکثریت مورخین به اتفاق نوشته ومینویسند .!

وآنچه مسلم است این است که چنانچه

کم کاری یا حتی سوء قصد فکری وسوء تعبیری در نوشته مورخیصورت گیرد

آنگاه دیگر مورخین وتاریخ شناسان جهان درهمان زمان وحتی
پس ازاو به انتقاد ومخالفت بااو خواهند پرداخت

وواضح است که تاریخی که برخلاف واقعیت نوشته شود

با

مخالفتهای همگانی جهانی- کشوری – دولتی ومردمی

درسراسر دنیا روبرو خواهد شد

اینکه من به شخصه بیایم وبنویسم :

که همسایه سر کوچه ی ما مدتی شهردار بود

وعجب مرد نیکوئی بود ودست به بخشش وانسان دوستیش

حرف نداشت ودر میان عام وخاص شهرتی داشت !…
وچنانچه این گفتار برخلاف واقعیت باشد

نه کسی زحمت خواندن آن را تا باتمام متن بخود خواهد داد

ونه از سر تقصیرات نویسنده ی متن خواهد گذشت.!

حال درنظر بگیرید

مورخ کسی است که شناخته شده است ودر بین افراد بسیاز ازجمله

دیگر مورخین،تاریخ نگاران ، سران کشوری وکشورها فردیست

که نام او شناخته شده است.

درنتیجه

نه تنها چنین فردی با آبروی خود واعتبار خویش بازی نمیکندبلکه خود را

موظف به نوشتن واقعیات روز مینماید

چراکه فردامی بایست جوابگوی جمع کثیر دیگری باشد

که کتاب ونوشته ی اورا بررسی خواهند کرد ,
وبه صحت سخن یا به تشویق وانتقاد آن خواهند نشست .

درنتیجه کسی را نخواهید یافت
که شهرتی در قلم داشته باشد وبا مرتبه ای که جوامع باو داده اند
بگونه ای غیر منطقی مواجه شود.

درنتیجه تاریخی واقعی است که:

در بیشترین کتب به یک شکل ویک گونه درسراسردنیا

یافت گردد .

خواه از معاصر همان زمان بوده باشد خواه از معاصرین محقق.
در تاریخ جهان وآنچه که مشخص است این است که
همواره کسی وکسانی در ظالمترین وبدترین دوران تاریخی " بوده اند "

که درخفا آنچه میبایست مینوشتند ,چه با

پادشاه وفرمانروا ئی مخالف بوده اند یا اینکه از سر
محبتی که باو داشتند
علاقمند به جمع آوری یادگارها وخاطرات او بنام خاطره ی خود بودند ,
که بی شک دراینگونه نوشتار , خود این شخص نیز حضور داشته استدر نتیجهاگر خود آن شخص نیز فردی صالح یا ظالم بوده باشد دیگرانی نیز حضور
داشتند که بر صحت گفتار او سند باشند یا اورا نفی کنند.

تا حقیقت را همانگونه که بواقع بوده است حفظ کرده باشند

وچنین افرادی معمولااز افراد عادی جامعه نبودند

بلکه نویسندگان ویا حتی درباریان یا مورخین نزدیک به دربار بوده اند.

******

در روزگار فعلی که بیشتر آنچه آموختنی ست از طریق کتابها واینترنت
در دسترس همگان قرار دارد .
وقتی درکتابخانه ها و همچنین اینترنت ,
تاریخ ایران و دیگرکشورهای جهان را مرور می کنیم
و ازخود می پرسیم که براستی :
* فرمانروای مهربان تاریخ ایران که بود؟
تنها نام " کوروش کبیر" بارها وبارها در مورد ایران وتاریخ ملی او
تکرار میگردد
واو کسی بود که

درتاریخ دیگر کشورهای جهان نیز تاریخ سلطنتی او
مورد بحث وبررسی قرار گرفته است .
واگرچه تاریخ ِ تمامی دولتهای دنیا , توسط تاریخ نگاران ایران وجهان مورد
بررسی قرار میگیرد…
اما کوروش کبیر بعلت علاقه ی وافری که به ایران داشت وسخنان عمیقی
که در زمان سلطنت خویش بازگو نمود
نمونه ای از شخصیت های بزرگ تاریخ است که در ممالک دنیا
نیز توجه زیادی باو داشته ودارند.و زمانی که به بررسی (آثار سخنان بزرگان*) مشغول هستیم نام او نیز
به کررّات دیده و سخنان اونیز بسیار تکرار گشته ونامی شناخته شده
در اینگونه کتب جهانی ست

زیرا که

او شاید یکی از بهترین مدبر ترین عاقل ترین مهربان ترین
وانسان ترین

پادشاهی بود که در آن زمان نمونه اش بسیار کم بود
از اینرو در سخنان او همواره عشق به ایران با محبتی وطن پرستانه
و عشق به ایران وایرانی مشهود بود

وهمه ی تاریخ سلطنت او با تمامی اعمالی که انجام داده

وسخنانی که از خویش بجا گذاشته است ،

از او شخصیتی را بوجود میآورد

که در تاریخ ایران وجهان نامی ازاو بیادگار
باقی بماند وهمواره نیز جاودانی خواهد بود .

کوروش کبیرنه تنها ایران می پرستید وبسیار وطن دوست بود
بلکه گوئی مانند این بود

که محبت به ایران وایرانی درخون او عجین شده بود .

سرگذشت اوسرشار است از سخنان عمیق و هوشمندانه
بازیبا ئی پرعطوفتی که در مورد ایران وفرمانروائی و ملت
ومیهن وحتی درباب دشمنان خویش گفته است

که ازاو فلسفه دانی بزرگومردی عمیق و درعین حال باهوش وبا ذکاوت

را میتوان تجسم کرد

ودرعین حال در دوران پادشاهی خود نیز نه تنها به سلطنت خود ودوران

حکومت خویش رونق وبهائی بخشید ،

بلکه

آثار تاریخی باارزشی ازخود به نماد ایران وسلطنت ایرانیان بجا نهاد
که تا همیشه بیادگار باقی خواهد ماند

حتی اگر خدای ناکرده بر اثر بلایای طبیعی

خللی دراین بنا های قدیمی وامارات باارزش ایجاد شود
باز نیزیادگار او در تاریخ توسط عکسها وفیلمهای گرفته شده تا ابد

باقی خواهند ماند .
کمااینکه همواره ازدیگر کشورها نیزجهت بازدید وفیلم برداری توریست ها
وفیلمبرداران محقق تاریخی وبسیاری دیگر…
به اینگونه اماکن در سراسر دنیا از جمله ایران سفر میکنند

ویکی از این اثار نیز تخت جمشید است

وهمچنین بسیاری دیگر از بناهای تاریخی دوران او….

که ازاو برجا مانده است.
* فرمانروایان تنها پاسخگوی زمان حال خویش نیستند آنها به
گذشتگان و آیندگان نیز پاسخگویند . ارد بزرگ

صرفنظر از آن

تاکنون گفتیم* کوورش کبیر همواره به مردم خود توجه بسیاری
معطوف میداشت ورضایت آنان را خواهان بود.

او بعلت دانش وعقل وهوش وتفکر ارزشمندی

که داشت میدانست توجه به
مملکت وملت یکی از قوانین اصلی سلطنت درحکم وقانون

یک فرمانروای ستوهمواره

گوش شنوائی بر دردهای مردم ونگاه بازی بر زندگی مردم خود
داشت وآبروی مردم ِپارسی زبان خود رابه عدل وعدالت وخوشنامی
حفظ نموده

در تاریخ ایران ابهت وآبروئی برای ایرانیان برجا نهاده است
که تا همیشه ایران وایرانی

میتواند به یاد ویادوّاره وتاریخ حضور او در ایران
افتخار کند* خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد ، پیش داوری
او به نابودی اش می انجامد . ارد بزرگ

شاید بهتر است کمی بیشتر ازاو بدانیم:
کورش کبیر: از دیدگاه بزرگان:
آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا شخصیتی
مانند کوروش که جهان در برابر بزرگی او شگفت زده است
و مشهورترین مورخین و باستان شناسان و خاورشناسان دنیا
از او به نام ایر مرد تاریخ جهان یاد کرده اند،به آن صورت اسمی
از او در ایران برده نشده است؟
یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان انجام نشده است؟
آیا ادامه راه این شخصیت بزرگ جهان نمی تواند راه نجات ملل باشد؟
آیا ایران که کوروش را در تاریخ خود دارد و خود مهد حقوق بشر
جهان بوده است،نمی بایست بیشتر به ایرانیان وجهانیان شناسانده شود؟
کوروش پدر ملت ها، بزرگ قهرمان آن روزگار، سرور آسیا،
کسی که دشمن او را به نیکی ستایش کرد و او را نمونه یک
شهریار والا می دانست ،امروز کجاست؟
ودر کدامین خاطره ای زنده است؟؟؟
این مطلب را ایرانیان باید بدانند که کوروش در حد یک پیامبر دلسوز برای
ایران خدمت کرد و ایران یعنی کوروش و کوروش یعنی ایران.
چراکه راه او راه جوانان آینده ایران است و هیچ شخصیت غربی و عربی
(به جز پیامبر و ائمه ی اطهار) نمی تواند برای ما ایرانیان بالاتر از او باشد.
در این جا نظر برخی از پرفسورها و مورخان را در مورد کوروش،
می خوانیم:پروفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان:در جهان امروز، بارزترین شخصیت تاریخی ایران * کوروش*

شناخته شده است, زیرا

نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراطوری چندین دهه ای ایران مایه ی
شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملت های منطقه و کشورهای مسخر شده
که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است
از شگفتی های اوست.

* دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی:این پادشاه بزرگ یعنی کوروش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القلب
و ظالم بابل و آشور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح
ایرانی اساسش تعلیمات زرتشت بوده است. به همین سبب بود که
شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات نیک می شمردند و
همه قوا و اقتدار خود را از خداوند دانسته و آن را برای خیر بشر
و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.* پروفسور آلبر شاندور:در تاریخ شاهنشاهی

*کوروش بزرگ است* که بر طبق تاریخ هرگز بر اساس خشونت
پی ریزی نشد زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شده بود.

پارسی ها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتر خود
عظمت و شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند

که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است.نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی

نشان می دهد.
آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای
آیندگان نیز خواهد ماند.

* ژنرال سرپرسی سایکس:مطالب کتاب مقدس تورات و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی
همه همداستانند که کوروش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است.
مردم او را دوست می داشتند و «پدر» می خواندنش.
ما نیز می توانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریایی که
سرگذشت اش بر تاریح روشن است، صفاتی چنان عالی
و درخشان داشته است.

* ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه کوروش بزرگ:من خود سه بار از این آرامگاه دیدن کرده ام و توانسته ام اندک تعمیری
نیز در آن جا بکنم و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده ام
که زیارت آرامگاه کوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان امتیاز کوچکی
نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام.
به راستی من در گمانم که آیا برای مردم آریائی(هندو اروپایی) هیچ بنای
دیگری هست که از آرامگاه بنیان گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر
و مهم تر باشد.

* افلاطون:پارسیان در زمان شاهنشاهی کوروش اندازه میان بردگی و آزادگی
را نگاه می داشتند.

از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور
بسیاری از ملت های جهان شدند.

در زمان کوروش بزرگ فرمانروایان به زیردستان خود آزادی می دادند
و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند.
مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند.
از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت
می کردند و آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق اجتماعی به زیبایی
انجام می گرفت.

* هرودوت- تاریخ هرودوت:هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کوروش مقایسه کند.از این رو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا

کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم

هیچ گاه به فراموشی سپرده نشود. کوروش سرداری بزرگ بود.در زمان او

ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از
ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند.
سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و بخاطر او از
هر خطری استقبال می کردند.

* پروفسور گیریشمن- ایران از آغاز تا اسلام:کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد.
کوروش سرداری بزرگ و نیکخواه بود. او آن قدر خردمند بود که
هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آن ها آزادی مذهب
می داد و فرمانروای جدید را از میان بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود.
او شهرها را ویران نمی کرد و قتل عام و کشتار نمی کرد.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که سرزمینشان به وسیله ی کوروش
تسخیر شده بود وی را سرور و قانون گذار می نامیدند و یهودیان او را
مسیح خداوند می خواندند.

* کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران(مورخ فرانسوی):تاکنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کوروش در تاریخ جهان
باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد.
من اذعان می دارم که اسکندر و سزار و کوروش که سه مرد اول
جهان شده اند، کوروش در صدر آن ها قرار دارد
و تاکنون در جهان کسی به وجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و
قوانینی که حضرت مسیح که در دین مسیحیت صادر کرده است نیز
در زمانی بود که در تاریخ آن زمان که انسان ها به راحتی قربانی خدایان
می شدند و این بی سابقه بود.

کوروش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هرکس دیگر آگاهی داشت.
این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.
* پروفسور کریستین سن ایران شناس و استاد زبان اوستایی و پهلوی:شاهنشاه کوروش بزرگ نمونه یک پادشاه جوانمرد بوده است.
این صفات برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده است.
در قوانین او احترام به حقوق ملت های دیگر و فرستادگان کشورهای
دیگر وجود داشته است
و سرلوحه دولتش بوده که این" قوانین امروز بین الملل" نام گرفته است.
ویل دورانت- تاریخ تمدن ویل دورانت:
کوروش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود کوروش شاد بودند.
روش او در کشورگشایی حیرت انگیز بود.* فرمانروای اندرزگو شایسته فرمانروای نیست تنها آنانی شایسته اند
که اهل کارند . ارد بزرگ
او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود.
* همواره سودجویان خود را
نگهبانان راستین فرمانروا می دانند .
حال آنکه فرمانروای پاکزاد ،
به شمار مردم خویش پاسبان دارد . ارد بزرگ
به همین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستند از آن بگذرند
و درباره او داستان های بیشماری نوشته اند
و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامیدند.
او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد
و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود.* فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند .ارد بزرگ
کوروش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان
محبوبیت داشت و پایه های سلطنت خود را بر سخاوت و جوانمردی
بنیان گذاشت.*

* یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . ارد بزرگ
* کلمان هوار- تمدن ایرانی:کوروش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر تخت پادشاهی ایران نشست.
وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراطوری پهناوری را از خود
به جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود.
کوروش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود.
او اقوام مختلف را مطیع خود ساخت.

پادشاهی که روا دارد ستم بر زیر دست
دوستداراش روز سختی ،دشمن زور آور است!
با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زآنکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکر است!! سعدی
* میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز خواهد بود . ارد بزرگ
که بدین معنا نیز میتوان گرفت که چنین میرابی میتواند
خود حکمران وفرمانروا باشد
یا مردم آن حکومت که سرسبزی را زمیراب وجود خویش باز پس می گیرد!
یا بدیگران نیز می بخشد وهمه جارا چون خود از تشنگی
رهانیده و سبز میکند .!چراکه فرمانروای عادل
با همگان یکسان رفتار میکند

وانسان عادل درهر مقامی همچنان و تا همیشه ,عادل باقی میماند.

* فرمانروای شایسته، به فکر انتقام از مردم خویش نیست . ارد بزرگ

وتاریخ نیز همچنان نشان میدهد که کوروش پادشاه ایران
درتاریخ سلطنت خود اولین دولت مقتدرو منظم را در جهان پایه ریزی کرد.
و برای احترام به مردمان کشورهای دیگرمعابدشان را بازسازی کرد.
او پیرو دین یکتاپرستی زرتشت بود
ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل نکرد.

* فرمانروا اندیشه خویش را درگیر رخدادهای کوچک نمی کند . ارد بزرگ

* مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی:کوروش همان ذوالقرنین قرآن است. او پیامبر ایران بود زیرا انسانیت
و منش و کردار نیک را به مردم ایران و جهان هدیه داد.

* اخلیوس(آشیل) شاعر نامدار یونانی- تراژدی پارسه:کوروش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید.
خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

*******
… همانطور که دیدید

تاریخ همواره از پادشاهان وفرمانروایان خوب وبد و
خاطرات وحقایق وتلخی وشادی های بسیاری را با خود کشیده و میکشد
و بر اساس آنچه در روزگاران از طریق فرمانروایان بر سر ممالک
آمده است گذشته از تاریخ ،درمیان عامه نیز
روایات و حکایات بسیاری موجود است که یاخود بدکردند
یا اطرافیان آنان باعث انقراض سلطنت وحکومت شده
و یا انقدر ادامه دادند تا به انقلابی از سوی مردم بجان آمده

سرنگون شدند

وگفتند ما بد نبودیم اطرافیان ما بد کردند وما بیخبر بودیم
اما حاکمی که از آشنائی نزدیک خود بیخبر باشد
چگونه میتواند از دولت وکشوری ومردم آن ,خبر داشته وبداد آن ملت وبرسد؟!
* بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکا رآمدی
و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ارد بزرگ
* پادشاهی که مردمش از او فروتر بنشینند در فزونی و برتری
نیست او در ته چاه کبر و خود بینی فرو افتاده است . ارد بزرگ
* به حال سرزمینی که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان
تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست . ارد بزرگ

دنیا اما روزبروز با پیشرفت وداشتن امکانات بیشتر
واختراعات ودانش روزانه امروزه به جائی رسیده است
که انسانها نیر به نسبت همین تغییرات
بسیار با گذشتگان تفاوت پیدا کرده اند وبقولی:
هرکه بامش بیش برفش بیشتربا تغییرات جهانی نوع توقعات وخواسته های آدمی نیز بزرگتر و
گسترده تر شده

بلندپروازی های مخترعین کاشفین انسانهائی از دسته ی برآزندگان
ودانشوران ودانشمندان دنیا چنان بوده است که امروزه
شما با دیدن تکنولژی نوین وامکانات ساخته شد بدست آنان
گاه به حیرت فرو رفته ودر باور آدمی نمی گنجد
که آنچه میبیند ویا حتی دراختیار بشر قرار گرفته استواقعیتی از زندگی ست "اما هست و واقعی ست"!.در نتیجه انسان امروزیانسانی ست با شناختی بسیار بالاتر از گذشته با درک واندیشه ای
که شاید دراقوام گذشته ودر گذشتگان تاریخ بندرت
میشد نمونه اینگونه افراد را یافت واگر بودند خود جز کاشفین وافراد ممتاز
میشدند که بی شک خود نیز خدمتی به جامعه ی آنروز خود کرده بودند
گاه با کشف واختراع گاه حتی با قلم …

که نمونه ی آ نان را طی فرگردهای پیشین ذکر کرده ام

اما کسی که امروزه فرمانروائی کشوری را بعهده میگیرد بر طبق
همان روال امروزی حتی درنام نیز با گذشته تفاوت میکند
وبحد گذشته نیز دستهایش برای اوامر وجنایات وقدرت طلبی ها
وخودخواهی ها باز نیست
اگرچه شاید شکل قضیه فرق کرده باشد ودر درون بسیاری
ازممالک همچنان افراد قدرت طلب در زیر پوشش های بسیار،
قدرت و سلطه وتسلط خویش را حفظ کرده اند
اما اینان نیز سرنوشت بهتری از گذشتگان
نخواهند داشت.

* خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد ، پیش داوری
او به نابودی اش می انجامد . ارد بزرگ

اما امروزه بیش از اینکه

فرمانروائی درنام امروزی:پرزیدنت ورئیس جمهورامری را بطور مستقیم صادر نماید با بازیهای سیاسی همان میکند که در
گذشته صورت میگرفت

وبراحتی نیز

در زمان لازم به کتمان آن خواهد کوشید
چرا که هرگز نه به زبان نه دربرگه ای که منو شما دیده باشیم وسندی
برآن باشد دستور وامری را امضا یا ارسال نمیکند

و هرآنچه که در گفتار
به صلاح دولت او نباشد مانند خانم کارتر با عنوان اینکه:

سیاستی ملی ایجاب نمیکند!که
جواب این وآن سوال را بدهم با اسم سیاست برنفع دولت وملت از
اقرار ویا بازگوئی مطالب واخبار لازمه ی آن خود داری مینماید

* بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند . ارد بزرگ

چراکه امروزه دیگر بزرگان ملل تنها
در مقابل مردم خود پاسخگو نیستندبلکه نه تنها مردم بنام دمکراسی
حق سخن وپرسش دارند بلکه چشم جهان به یکایک دوّل دنیا
دوخته شده است تا خطائی بیابدوبر او بتازدواین مطلب تنها
به کشورهای جهان سوم باز نمیگردد وربط پیدا نمیکند بلکه
تمامی ممالک دنیا در اتحادیه های یا کنگره های جهانی

در نام های مختلف چون یُُوُاِن, ناتو و…ادامه دارد.

* فرمانروایان هیچگاه نباید از بار کاری که بر دوش گرفته اند شانه
خالی کنند اگر هم اشتباهی رخ نموده با دلیری آن را بازگویند . ارد بزرگ

سرنوشت صدام و افراد فامیل واشنایان تازه به دوران رسیده اش

که بنا گاه قدرتی یافته و خود را گم کردند وبه یاری همان اودر پست های مهم

درزمان حکومت او و عوامل فساد در دستگاه حکومت وقدرت او بودندو…

ولی " سرانجام " نیز "سرنوشت وسرانجام اوو آنان" را نیز دیدیم

* فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد .ارد بزرگ

* فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را
بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . ارد بزرگ

* فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از" دست دهد"

چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت . ارد بزرگ

و مانیز درنتیجه دیدیم , که گاه خداوند برروی همین زمین برکسی

جهنم را می گشاید

وتقاص خویش را برمرگ وقتل عام دیگران ازخود او

با مرگ او پس میگیرد!

نمونه دیگر اینوع فجایع و پیش تر از آن

"هیتلر وتاریخ نفرت انگیز جنایا ت او وحکومت "و….

که با ز جز به شکست وانقراض حکومتش به جائی نرسید

* چراکه خداوند اگرچه خاموش
است" اما برحق است " ودر زمانی که" صلاح بداند خود جوابگو "

خواهد بود.

* وقتی دیوانسالاران از نزدیکان فرمانروایان شدند دیگر
امیدی به رشد کشور نیست . ارد بزرگ

* فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد .ارد بزرگ

امروزه سردمداران ملل مختلف , وظایفی در قبال کشور ودیگر ممالک دارند

و موظفند که کارکرد وعملکرد سالیانه وبرنامه سالیانه ای
اقتصادی وسیاسی،احتماعی وفرهنگی خود را

به اتحادیه ها وکنگره های جهانی مختلف مربوط به آن بخش

خواه فرهنگی /اجتماعی باشد خواه سیاسی و….

ارائه داده وآنچه را که درکشور خود انجام داده اندو
در صورت مجلس برنامه ی خویش حاضر وفراهم ونوشته شده

ومکتوب داشته باشد

تا جوابگوی ملل دیگر نیز باشند

* فرمانروایان تنها پاسخگوی زمان حال خویش نیستند آنها به
گذشتگان و آیندگان نیز پاسخگویند . ارد بزرگ

چراکه ترقی بشر و دانش انسانی نشان داده است ،

که حتی کندن یک درخت در افریقای جنوبی وجابجائی یک قورباغه

از محل آبزی خویش به محلی نامناسب

میتواند زنجیره غذائی دنیا را برهم بریزد

وبر دیگر ممالک نیز صدماتی از لحاظ طبیعت ایجاد کند!

برای مثال چندی پیش دراخبار نروژ اعلام نمود که
(فقط یک عدد شاه خرچنگ یا سلطان خرچنگ نروژی *)

* " ازنمونه های بزرگ خرچنگ "*
از منطقه آبگرم نروژ به منطقه سردتری نقل مکان کرده است

ودرپی علت آن
نه تنها خرچنگ مذکور را به منطقه ای که می بایست می بود, بازگرداندند ,

بلکه بمدتی طولانی درهمان حوالی بدنبال دیگر خرچنگها بودند

که چنانچه تعداد دیگری نیز هست آنا ن را مجدد

به جای خود انتقال دهند●●●●

از فرمانروا به خرچنگ رسیدن مطلب جالبی از آب درآمد !

ولی هدفی دراین گفتار هست که عرض میکنم !…

زمانی که جابجائی یک خرچنگ
در زنجیره غذائی آدمیان تا به این حد تاثیر داشته باشد که کشوری
مجبور به پرداخت هزینه ای هنگفت شود تا سراسر

منطقه گرم وسرد دریائی واقیانوسی را بررسی کند

مبادا یکی شده باشد دوتا یا بیشتراهمیت موضوع روشن میشود:

یک خرچنگ + زنجیره غذائی = حیات انسان وانهدام نسل انسان=

از گرسنگی در آینده ،از نداشتن یک محیط زیست مناسب

برای ادامه ی حیات و……

حال وقتی خرچنگی تا بدین حد در زندگی انسانها موثر باشد

وحتی مورچه وپشه ای که براحتی ما آنرا میان دستهای خود له میکنیم

(البته بنده اینکاررا ، هم نمیکنم تا بتوانم براحتی بگویم:
من آزارم به یک مورچه هم تابحال نرسیده
وپشه ومگسها رانیز تا جائی که بتوانم ازخانه بیرون میکنم ،
درغیر اینصورت همسرم موظف به اخراج آنان به شکل خود می باشد !
واین عین واقعیت است)!

حال چگونه میشود کشته شدگانی در سیل در زلزله وعوامل طبیعی
و کشت وکشتاری درجنگ یا در میان ملل یا اقوام یا جنگهای داخلی
واز دست رفتن انسان وانسانهائی
در سیستم زنجیره ای دنیا بی اثر باشد؟؟؟

ازاین روست
که امروزه نمیتوان نه بعنوان یک پرزیدنت نه بعنوان یک سرمایه دار
نه بعنوان یک تاجر ودارا وقدرتمندووووووووو

قاتل وستمگر بود ونیازی به پاسخ دادن نباشد چراکه اینک مردم فقیر
آن کشور نیستند که چون گذشته وبه تنهائی ودر بی زبانی
بدون رسیدن صدائی بدادخواهی به محکمه ای قربانی ظلم شده
یا حق وحقوق آنان سلب گردد

امروز" دنیا " سوال میکند!

نه فقط یک کشوربلکه تمامی کشورها تمامی مردم دنیا هستند

که میپرسند وسال میکنند :چرا وبه کدامین حق

وتاریخ نیزباقی خواهد ماند .

مانند جنایات هیتلر که سرپوشیده نماند
یا بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بدست امریکا
یا یازدهم سپتامبرفاجعه ی ساختمانهای دوقلوی آمریکا
در نیویورک (بنام= وُُرُوُد ـ تِرید . سِنتِر*) word trade senter

که همچنان هر ساله درسالروز هر یک از آنان
مردم دنیا سر ساعت مشخصی بمدت یکدقیقه سکوت میکنند
ودرکنار آن فجایع طبیعی مثل سونامی زلزله ی بم ووووو

و یکایک فجایع تاریخ
" چه بدست طبیعت چه بدست آدمی!.

●●●●

زخم ناباور….
دلم گرفته …آری …

دلم گرفته به هزار، زخم ناباور…

در این جهان،که کسی… با کسی ،برابر نیست!
هزار وزنه اگر، بر زمان بیآویزم
کسی به چشم محبت ،به دیده برتر نیست!!!
تمامِ بودن ِانسان ،به خواری ونفرت

که آنچه بجا مانده جز ،

"حقارت نیست" !
سروده ی"منم ها" تمام وکامل و تام ،

بجز سرایش "خود بینی " از حماقت نیست!!!

…کنون جماعت دنیا،چه دلخوشی دارد؟!

چودر سروده ی "تو ومن" ،

هیچ….

جز ستایش نیست!
خدای را، ستایش ،نکرده ایم وسپاس…

که از سرای خدائی

"نیازو خواهش" نیست!!!

…منو تمامی دنیا… اگر بهم ریزیم…

کسی به " خلقت وبودن" ،

نظر نخواهد کرد!

دریغ ودرد …که این روزگار امروزی…

حکایت دردی ست

در سرای کهنه وسرد!
اول خرداد 1387 فرزانه شیدا

امروز روزگاری ست که براستی

همه برای یکی یکی برای همه

هستند واگرچه این از آنچه همه ساله درجنگها اتفاق میافتد نکاسته است
اما لااقل اینگونه نیست که صدام ها ودیگر جنایتکاران

چون فرمانروایان پیشین
توان شانه خالی کردن از اعمال خود را داشته باشند
ودربرابر ملت وکشور خود از سوئی ودربرابر دنیا از سوئی دیگر
می باست جوابگو باشند ودرنهایت ازهمه بالاتر درپیشگاه خداوند
چراکه دیگر"هر یک نفر یک نفر است"که می بایست باشد

واین خواست خدادرخلقت اوبوده.ووجود وحضور اونیز به حکم خداوندگار تعیین گشته استواحدی دراوج قدرت نیز

حق سلب وگرفتن زندگی اورا یا حتی ظلم
باو راندارد .درزمانی که سازمان حمایت از حیوانات ظلم به حیوان را در
سراسر دنیا محکوم میکند
روشن است که

ظلموستم به اشرف مخلوقات به انسان صدبرابر
ارزشی بیشتر داشته باشد

وسرانجام:

تن آدمی عزیز است به جان آدمیت
نه همان لباس زیباست نشان آدمیت!

واز سوئی دیگر:

بنی آدم اعضای یکدیگرند که از افرینش زیک گوهرند
چون عضوی بدرد اورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

این است که ما دیگر

" نام " (فرمانروا*)

را هم در زمان امروزی پذیرا نیستیم
اما امید که در نامی دیگر فقط کادو پیچی وروبان آن

عوض نشده باشد
وداخل جعبه ای خالی را انتظار بکشیم

که دردنیا اثر هرگام او وآنان
میتواند برمن تو وتمامی مردمان جهان اثری اثر گذار در نسل و
هستی وبودن انسان ها ودرحد مرگ وزندگی همگان داشته باشد
فرگرد فرمانروا را درهمینجا به اتمام میبریم

*" باامید روزگاران بهتری که

انسان"" بنام"" * نامی* انسان ""

سربلند باشد درپیشگاه خداوند

ودرنزد خودودر برابر دیگران !! "*

آمین

___**__*" بنام ِ * نامی" انسان"* !!! __**___

مکن ظلمی بیک انسان،
نه بر مرغ وُنه برحیوان
مکن از روی بدخواهی
,دلی غمگین وسرگردان

جهان همواره "میگردد"!

تو( نیکو ) "گِـرد" دلها باش

مشو ویرانی دلها !

بکن ویرانه را ، عمـران!

مرنجان هردلی ازخود،

مشو دردِ دلِ ریشی

که آن دل در پریشانی ،

دهد قلب ترا سامان

مبر از خاطرت هرگز که "عمرت "درجهان فانی ستسری بالا بباید داشت ،" بنام *نامی انسان"!!!

به بدخواهی چو سر آری ،
بدی ها را بخود بینی
که دنیا ،روزگارت را ،
دهد بر "بی کسی " فرمان !

دراین ره ، گرنمیخواهی ،

دل ِ آزرده ای باشی

مشو بر کس دلیل غم !

مشو جزئی ز بدخواهان

" خدا" بر" حق وانصاف " است تو" مُنصف " درجهانت باشنیارزد زندگی آن حد ، که خود خود را کنی ویران!!

فرزانه شیدا

* فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد .ارد بزرگ

فرمانروای شایسته، به فکر انتقام از مردم خویش نیست . ارد بزرگ

* فرمانروایان هیچگاه نباید از بار کاری که بر دوش گرفته اند شانه خالی کنند اگر هم اشتباهی رخ نموده با دلیری آن را بازگویند . ارد بزرگ

* فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . ارد بزرگ

فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از دست دهد چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت . ارد بزرگ

* به حال سرزمینی که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست . ارد بزرگ

* بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکا رآمدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ارد بزرگ

* پادشاهی که مردمش از او فروتر بنشینند در فزونی و برتری نیست او در ته چاه کبر و خود بینی فرو افتاده است . ارد بزرگ

* میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز خواهد بود . ارد بزرگ

پایان این فرگرد

به قلم: فــرزانه شـــیدا

منبع : بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فرمانروا*
http://greatorod.forumotion.ca/forum-f11/topic-t2-10.htm#14

Publicités