کتاب بعد سوم آرمان نامه

● بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ ●
● فرگرد اندیشمند ●
هرکه را جامه پارسا بینی
پارسا دان ونیکمرد انگار
ور ندانی که در درونش چیست
محتسب را دررون خانه چکار
__ ● گلستان سعدی ●___
در پیرامون ما همواره انسانهای بسیاری زندگی میکنند که شاید شناخت هریک ویک به یک آنان برای ما مقدور نباشد اما اگر انسان فردی باشد که به آدمی وافکار واندیشه های او اهمیت داده از انسانهائی باشد که آشنائی با نوع تفکر مردمی حال هرانسانی درهرمقام و سن وجایگاهی که هست ,خشنود میشود آنگاه شناسائی مردم برای او خود نوعی کار وعلاقمندی محسوب میشودوتنها کسانی به آن توجه کرده واهمیت میدهند وبه کسانی باز میگردد که بنوعی از شناخت آدمی وجهان فکر ودهن واندیشه وروح انسانی مردمان امروز , بنوعی با کار یا حرفه ی آنان مربوط میگردد چون جامعه شناسان وانسان شناسان وراونشناسان واگر درزمینه کاری نباشدوعلاقمندی فرد به شناخت آدمی ومسائل پیرامون آن باشداینگونه افرادی نیز از دسته مردمان اندیشمندی هستند که بتنوعی شناخت بشر رالازمه شناخت درست زندگی می دانند ومسلم است که این اندیشه بدی نیست ونمیشود گفت ازسر بیکاری به چنین علاقمندی غیر طبیعی علاقمند است چرا که بدین گونه نیست وعلت آن این است که کسی که زندگی برای اومهم باشد میداند شناخت آدمی نیز در مجموعه مسائلی که دررابطه بازندگی باشدهمانقدر مهم است که شناخت ماهیت اصلی خود زندگی.
_ شاید بپرسید چرا ؟!
آنچه مشخص است این است که آدمی نمیتوانددرزندگی تنها ی تنها وبدون رابطه با دیگرانسانها زندگی کند اینکه شخصی در خانه ای بصورت مجردی هم زندگی کند,باز دلیل بر قطع رابطه ی او با دنیای بیرون وارتباطات ناشی از زندگی روزمره نیست مگر اینکه بطور کامل درخانه خود را زندانی کرده باشد وهرگز از خانه خارج نگردد که این نیز غیر ممکن نمی نماید اما نمىتواند به همىن شکل ادامه ىابد چراکه برای گذران زندگی به هیچ چیزهم نیاز نداشته باشد، به مواد غذائی ودىگر نیازهای روزمره زندگی نیازمند است واگراز طریق کسی نیز این مایحتاج برای اوفراهم گردد بازاین خودداشتن ارتباطی با دنیای بیرون است که به وسیله ی این شخص دوم ،ارتباط برقرار میگرددواز جانب او بالاخره آنچه لازمه دانستن است را از دنیا ی حداقل پیرامون خود توسط همین شخص ، شنیده ونیاز های دانستنی خود را نیز میداند مثل اینکه مواد غذائی بالاخره باید خریده شود ومبلغی باید بابت آن پرداخت گردد که او نیز می بایست یا خود گنجینه ای از پول داشته باشد که نیاز به بیرون رفتن وکار نداشته باشد یا ازطریق کس کسانی مایحتاج او خریده وبه او داده شود. درهرشکل حتی اگر شخص خدای نکرده مریض رختخوابی هم باشد افرادی در دورادور,او هستند، که این ارتباط بگونه ای هرچند محدود حفظ گردد. یک شخص اگر حتی فردی باشد که بعللی مجبور باشد درخانه سر کند باز دلیل براین نمیشود که خود رااز لحاظ فکری در دری بسته نگاه دارد ومیتواند توسط تلوزیون وخواندن روزنامه وخواندن کتاب همچنان به آموزش فکری خود ادامه داده واندیشه تعالی را درخود پرورش دهد وخود شخصی باشد که دنیای پیرامون خود را بدرستی مینگرد ودیدگاهی مختص بخود را داشته واز آن بهره ور گردد وبه نیکی زندگی نماید چرا که اندیشه درست نوری ست پیشاروی هرآنکه در تاریکی جهان جهل راه پیش برده ومسیر رفتن خود را نمی شناسند ویا درگیر باز شناسی راهای زندگیست که با آموزش فکری خود بسیار میتواند راه های عبور خود را همواره کرده بدرستی بداند بکدامین راه بهتراست راهی شده به تعالی فکری وروحی واندیشه رسیده وهمواره بقدرت فکر واندیشه چراغی دردست ودیده ای روشن ازفکرواندیشه داشته ودرتاریکی های زندگی درمانده باقی نماندکه اگرچه گاه اندیشمندی نیز سرگردانی هائی رادر طول زندگی از سر میگذراند اماآنچه یاوراست قدرت اندیشه ونیروی ذهنی وفکری اوست وزندگانی را بسیار زیباتر میبیند که بسیاری درمشکل وگرفتاری قادر بدیدن حتی پیش روی خود نیز نیستند چه رسدبه زندگی وزیبائی های آن,هرچند که اندیشمند با بسیاری مشکلات از سوی خود
دنیای مردمی روبروست وبسیار با مخالفتهای نادانی مواجه میگرددبه شعر نیمایوشیج توجه بفرمائید که خود این گویای این مطلب نیز هست:
____ میتراود مهتاب ____
* « همراه با ترجمه ی انگلیسی » :
میتراود مهتاب ,
میدرخشد شب تاب
نیست یکدم شکند خواب
به چشم کس ولیک
غم این خفته چند…
خواب درچشم ترم میشکند
Trikning the moonlight
Bringhet the glowworm.
Not is dream to onse eye an hour,but
The sadness of this sleep-head
That `s sleeplessness in my tearful eye.
نگران بامن ایستاده سحر
, صبح میخواهد ازمن
کز مبارک دم ات و,
این قوم جان باخته را, بلکه خبر
Dawn is anxious along with me
Morning requests to me.
I bring of his blessed breeze news the nation were
Beredved of Their possession
وبه جان دادمش آب ,
ای دریغا ,به برم میشکند.
دستها می سایم , تادری بگشاید
I irrigate it with heartliy
Oh! That rose faded by my side.
My hands serche for opning ray of hop
بر عبث که به کس در آید
درودیوار بهم ریخته شان
بر سرمن میکوبد
But my wuest is vain for
One who opens ray of hop
Not only slove their problem
But also make problem.
می تراود مهتاب , میدرخشد شب تاب
مانده پای آبله از راه دراز
بردم دهکده مردی تنها
Teickling the noonligt
Brighten the glowworm
An alone man with blister foot in the long way
. Standa near the village
کوله بارش بردوش , دست او بر در, میگوید باخود:
« غم این خفته چند , خواب درچشم ترم میشکند
With the knapsacke upon his shoulder
His handonthe door, telling himself
( The sadness of this sleepy-head )
(` That`s sleep nessness in my tearful eye );
_____ نیما یوشیج _____
وبراستی درچشمان کسی که اندیشه های بسیار را داشته ودرزندگی بیش ازدیگران برآنچه هست آگاهی داشته وغم را بیشتر میبیند ودرد را بیشتر احساس میکند خوابی نیز نیست.و حال آنکسی که بطور معمول وطبیعی با دنیای خارج ازخانه مجبور به زندگیست نیازمند این است که اطرافیان اصلی زندگی خود از جمله اشنایان نزدیک .فامیل .همکاران .رئیس .بانک وعوامل بانکی ودیگر اداره جات دولتی را که روزانه باآن سروکاردارد بشناسد,حتی نیاز به شناختن بقال سرکوچه هم نیاز ماست چراکه ما مسلمااز کسی خرید نمیکنیم که ازاو خوشمان نیاید ویا از رفتار ویا رقم اجناس اوراضی نباشیم ,پس می بینید در سهل وساده ترین شکل زندگی ما نیازمند شناخت همدیگریم وهرکسی درطول زندگی خود شناختی از دنیا ی پیرامون خود وآدمیان دورادور خود دارد کولی اندیشمندی را شناختن خود برای شناخت بیشتر اندیشمند بودن راهم نیاز دارد.وکسی بدنبال این شناخت خواه درست خواه غلط میرودکه نیازاو به شناخت ایجاب میکند که دیدگاههای متنوع جامعه را دنبال نمودهوبا آنشائی با گروه های مختلف فکری در سطوح مختلف دانش آشنا شودواین شخص هر آنچه را بااین پیگرد فکری خود در ذهن میپروراندازهرکس وهرچیزی مسلما سازنده افکار ذهنی ودرونی اوست.
___ شبگرد ( رهگذر شب ) ___

قدم درکوچه های شب گذارم
به گامی کوچه ها را می سپارم

نمیدانم بدنبال چه هستم
هدف یا مقصدی ثابت ندارم

مرا امشب محیط خانه تنگ است
پریشانم , ملولم , بیقرارم

زاینرو من زدم از خانه بیرون
که شب را درخیابانها سر آرم

خیابان تهی غرق سکوت است
فقط من عابر این رهگذارم

درمیخانه هابستند ورفتند
ولی پیمانه ای آید بکارم

که مستانه روم در کوی وبرزن
بگریم نیمه شب برحال زارم

منم آن غمدل شبگرد وتنها
که آرامی ندارد روزگارم

کنون دراین شب پائیزی وسرد
منم آواره ای ،غمگین وشبگرد

سکوت خالی این کوچه ها را
صدای پای من امشب فنا کرد

کنون تنها به اشکی غمگنانه
خموشم در نداری های همدرد

مرا تنهائی وبی همزبانی
به شبها رهگذار کوچه ها کرد

14/11/1362جمعه بهمن ماه
___ فرزانه شیدا ____
وچون کسی درخود احساس نیاز کرده وبدنبال به شناخت اندیشمندان وبزرگان وعلما میرود ودراین اندیشه است که از فکر واندیشه وذهن وشناسائی عالم ازدیدگاه اندیشمندان نیز چیزی بیآموزد «آنگاه مسلم است که چنین شخصی خود می بایست انسانی اندیشمندوفکور باشد» که در طول زندگی خود برای آموختن زندگی هرروزه وهمچنین در طول عمر خودبسیار اقدام کرده دانش فکر واندیشه را,دوران خود را به شکل فکورانه وبا شوق دنبال مینمایدوبدین شکل خود نیز به مروراز دسته ی اندیشمندانی خواهد شد که تنوع فکری اودر سطح خوبی قابل استفاده , یادگرفتنی وشنیدنی است ,چراکه ا وبسیار نیز می آموزد وواین آموزش باعث میگردد که مطمئن شویم که او انسان ساده ویا فردی عامی نیست بلکه خود فردی درخور شناخت است که چنانچه به گروه اندیشمندان ومتفکرین علاقمند باشیم شناخت این شخص نیز تنوع بسیار جالبی برای آدمی ئخواهد بود شکل اندیشه وتفکر هرکسی متعلق بخود اوست واپرچه سخننان بزرگان در نهایت امر چون درکنار هم گذاشته شود همگی گوینده ی واحدی در زمینه عشق و زندگی وهستی و… است اما هر اندیشمندی شخصی مجزاست که بی شک بسیار افکاری دراو میتوان یافت که حالب توجه باشد بسیار اندیشه هایی داردکه درنوع خودبا شکل گفتار اوبا دیدگاهاواندیشه ی او,ارزش شنیدن ویاد گرفتن دارد.اینگونه اندیشمندان خود بگونه ای لغتنامه جدیدفرهنگی هستند بدین معنا که حتی شاید ضرب المثلها و شکل گرفتاری حتی شکل گفتن جوک وطنز وکنایه وانتقاد آنان نیز دیدنی وشنیدنی ست که هریک لطف خود را دارد ودانشی جدید بر اندیشمند یا فردی حتی عام است که دوست دارددنیا را به دید بهتر وجامع تر وکامل تر, بادرکی زیباترواندیشه ای نوین تر ببیند واحساس کند وزندگی کند.ودرنتیجه شما نخواهید دید که کسی انباری ازاندیشه هایزیبا یا خوب وبد یا سخنان بزرگان باشد بدون اینکه خود این شخص درخود چیزی راداراباشد که او را بسوی اینگونه افراد سوق میدهد وهرآنکه به شکلی ازاشنائی بازندگی بزرگان درهرمقام علمای دین یا علمای علم یا شاعران وبزرگان اندیشه فکروفلسفه ومنطق … وغیره همه وهمه …وقتی توجه کنیم میبینیم که به هریک یا اگر به همه ی آنان شخصی علاقمند باشد خود نمیتواند انسانی سبکسر یا غیر منطقی یا ساده لوح یاحتی آدمی ساده واز جزء عامیان بسیار ساده ای زندگی باشد که نه دانش وسوادی دارد نه ازخود وزندگی چیزی درنتیجه همین امر نماینده این است که چه کشانی در زندگی با وبدون مدرک اندیشمندانی محسوب میشوند که در زندگی بر دیگران نیزاثرگذار خواهند بودخواه به نامی برسند خواه در حد زندگی معمولی از طرف اطرافیان درمحدوده زندگی خود شناخته شوند.
___ گلستان سعدی * ___
شنیدم که مردان راه خدا
دل دشمنان را نکردندتنگ
تو را کی میسر شود این مقام
که با دوستانت خلاف است جنگ .
___ گلستان سعدی * ___
«اندیشمندان» همواره در تجلی تفکّرنو و جدید وساختار دنیایی بهتر بسیار ارزشمند وفعال بوده اند واینانند که همواره دردنیای دیروز وتامروز با افکار واندیشه ها وپسنهادات وراهکار های خود جهانی بهتر را برای آدمیان در زمان حضور خویش ساخته اند وزندگی نوین را در هرزمان مطابق با نیازهای آن موقع شکلی جدیدر وماارزشمند داده اند ونبوغ اندیشمندان همواره در طی روزگاران گذشته تا به امروز برهمکان ثابت گردیده است ونیاز آدمی ودنیا به حضور ووجود اندیشمندانی که به بهتر ساختن شکل تفکر واندیشه پرداخته اند نیازی مداوم وضروری دارد ما اندیشمندان را درهر قشری از جامعه میتوانیم ببینیم وگاه در میان این عده درسنین مختلف نیز دچاز شگفتی هائی از نظر شکل اندیشه ودیدگاه میشویم بسیارند کسانی که بگونه ای بسیار زیبا ودر خور فهم همگان به دنیاارائه میدهندودر تلاش هرچه ساده تر نمودن شکل گرفتاری اندیشه های خود هستند چراکه جامعه میبایست به یکسان در تعالی فرهنگ واندیشه خود بکوشد واینکه اندیشمندی تنها با جملات قصاروکلماتی درخور فهم گروهی بکار پرداخته چه درنوشتن کتاب ودر آموزش مطلبی از اینگونه راکه استفاده کند نمیتواند همواره موفقیت آمیز باشد وعلت بوضوح مشخص است که ما نیازمند این هستیم که فرهنگ ودرون مایه وافکار تمامی مردم کشورمان به یک گونه مساوی در پیشرفت وترقی فکری باشد دنیا با شکل جدید خود دگرگونی فکری بسیاری را درتمامی جوامع دنیا شاهد بوده است. لذا ایران نیز چون دیگر کشورها نیازمند ساختار فکری جدی وبازسازیهای دوباره فرهنگی اجتماعی در سطحی وسیع میباشد اینکار ازعهده هیچکس جز اندیشمندان ومتفکرین وروشنفکران جامعه بر نمی آید وساده گوئی اندیشه از جمله روشی ست که میبایست در تداعی اندیشه ودر فهم عام جامعه به شکلی مثبت وسودمند بکار گرفته شود وباانکه اندیشمند خودبسیار درتبانی وسازش با دنیای پیرامون خود دچار دردها ومشکلات بسیار میشود اما همان اوست که می بایست چاره جوئی دردهای دیگری بوده وفریادرس مردمانی باشد که نیازمنددانش وعلمودانائی او هستندو اندیشمند نیز درپس تمامی ناملایمات زندگی آنگونه که بسیار دیده ایم همواره زودتر به نتایج خوب زندگی دست میابد واگر توجه کرده باشید ایمان وپذیرش خداوند تعالی ویکتا یکی از بزرگترین دست آوردهای اندیشمند بودن است که اورا نیز در راهاوحمایت کرده یاری دهنده ی راه اودر تمامی زندگی خواهد بود چراکه خداوند میخواهدکه اوبه سرانجامی مثبت رسیدذه ونتیجه ای گرانبار از این بنده ی زمینی خود را در روی زمین شاهد باشد حال درهر راهی که هست بی شک اندیشمند نیز برای همین به زمین ازسوی خداوندآمده وانسانیست جهت رهنمائی بشر بسوی تعالی فکر واندیشه.
___ کجاست ____
دست براین دلِ غمگین
مگذار
کز شرار دل من
میسوزد
و دگر آینه هم
با افسوس
همره دیده ی من
گریه کنان
دیده بر دیده ی من
می دوزد
با دلم
هیـچ مگو
که ز بُغضی سـوزان
شاخه ی صبـرو تحمل
در آن
بی امان میشکند
در اندوه
و دلم,
همچو غروبی غمناک
پشت کوهی تنها
در پریشانی روح
به دعا دست نیازی دارد
پس خدای
منه سرگشته کجاســت
که ببیند ,
دلِ ویرانم را
دیده ی
خسته و گریانم را
بغض پنهان شده
در جانم را

از دلم هیچ مپرس
که هر آن شب
به مناجاتی پاک
در پس شعله ی شمعی آرام
تا سحرگاه خـدا
دیده ای بیدار است
و دراین
نیم ره رفته ی خویش
در سوال دل خود
وامانده سـت
که خدای
منه سرگشته کجاست
که اگر از سر رحمت
بردل
در شادی را بست
با دلم باز بگوید
ز چه رو
همچنان درب محبت
بر دل
قفل وزنجیر شده ست
و کدامین روزی
پاسخی خواهد داد
بر مناجات
منه حیرانـی
که بسـی آزرده
که بسـی وامـانده
همچنان گریانم
همچنان گریانــم
پس خدای منه سرگشته
کجاسـت
که مرا دریابد ،
که مرا دریابد
منکه در این شب تردید سیاه
بس باو محتا جـم
بس باو محتاجـم
1382 /2003
___ فرزانه شیدا ____
ما نیازمند این هستیم که اندیشمندان امروز ما در هر سطح ومقام ورشته وعلمی که حضور دارند درخدمت همگان بوده وخود را متعلق به یک بخش خاص فکری ندانسته وهمانقدر که دراندیشه ی خود وجامعه ی اندیشمندانی چون خوددرحال پیشروی وبازسازی های فکری اندیشه ای هستند,در سطح ملی, نیز آنچه را درتوان آنان است با همه ی مردم شریک شده وآموخته های خویش راچه از طریق رسانه هاچه نوشتار کتبی سادهوجامع امادرخور فهم همگان به ملت وجامعه ی خود هدیه دادهو« وظیفه ی ملی »خود را که رفاه جامعه بااندیشه ای نوین است بدین شکل به همگان عرضه دارند چرا کهاندیشمند بمانند همان تولید کننده مواد غذائی در تغذیه ی فکری جامعه موثراست ودر تولیدانبوده می بایست به همگان این موارد,اندیشه وذهن را رسانده وهمه رادر ترازوی خود به یکسان دانسته وبه یکسان به تمامی قشرهای دریک جامعه بپردازدوبه هریک بگونه ای درخور فهم همان گروهاین تغدیه فکری واندیشه های نوین را برساندواینکه چه راهی برای پیشرفت بیشتر یک جامعه درهمه سطوح میتواند موفق وکار ساز باشد درتمامی دنیا ثابت گردیده است که رادیو تلوزیون ورسانه های گروهی بالاترین نقش را دراطلاع رسانی وتفکر جامعه بعهده دارندوصرفنظر ازآن ما نیازمند این هستیم گکه اندیشمندان مادر سطوح تحصیلی اعم ازدبستان تاآخرین مرحله تحصیلات دانشگاهی حضوردائم ومثبت داشته ونقش سازنده خودرادرنوشتم کتابهای تحصیلی جامع ودرخور سن هرگروه نوشته,چاپ وبه آموزش پرورش ارائه نمایند,ودولت هرگشوری نیز موظف است در جهت بهتر ساختن جامعه خوددرزمینه تحصیلی همه نوع یاری رابه اندیشمندان جامعه مابرساند,خواه بدین شکل که خود هزینه اینگونه کتابها رابعهده بگیردخواه راه وروشی رادراختیاراندیشمندان قراردهد که بواسطه آن اندیشمند جامعه ما بتواند افکار خودرابه سرزمین خود منتقل کرده ودنیائی بهتر وسازنده تررا شاهد باشیم.به امیداینکه شاهد روزهای بهتر,زندگی متنوع تر با درک ودانش وامیدی بیشتر درراهکار اجتماعی ونوع اندیشه های نوین روبرو شده اندیشمندان جامعه ما نیزحضور گشترده ای درجامعه ی فکری ایران رادر همه قشرهای جامعه حفظ نمایند چراکه اندیشمند نیز خود کسی ازمیان همین جامعه است ونیاز دیگران به او نیازی ست که برای اووظیفه ایجاد میکند برای انکه میداند با روش تفکر خود میتواند چاره ساز فکری بسیاری از مسائل برای دولت وملت خود باشد واگرچه همواره فکر جدید با مشکلات بسیاری از جانب کسانی روبرو میشود که خواهان تغییر نیستند اما همواره اندیشمند پیروز بوده است وخواهد بود واندیشمندی وفادار جامعه ی خود میباشد که خود را متعلق به میهن دانسته وهموراه در تلاش سازنده ی خود را بکار گرفته سکوت را شکسته وافکار خود را بادیگران تقسیم کرده ودر کنار آن باوجود مخالفتها سکوت نکرده خود راازا مسئول ویاور مردم وملت وکشور خویش بداند ودرمیان مردم حضور جدی وواقعی واثر گذار داشته باشد.
●*اندیشمند همواره بدنبال پیدا کردن راهی مناسب برای بهبود زندگی آدمیان است .ارد بزرگ
*اندیشمندان را شاید بتوان نادیده گرفت و یا بزور خفه شان نمود ! اما تاریخ ، گواه هزاران سال فریاد رسای آنان بوده و هست . ارد بزرگ
*اندیشمند یگانه است و اگر از ترس سکوت نمود با آدمهای دیگر هیچ فرقی ندارد . ارد بزرگ
*اندیشمندانی همواره ناآشنا می مانند که راه سخن گفتن با مردم خویش رانمی دانند.ارد بزرگ
*راه های آینده ابتدا در اندیشه خردمندان رسم می گردد سپس مردم با کوششی بسیار آن راه ها را خواهند ساخت. ارد بزرگ ●
●پایان فرگرد اندیشمند ● به قلم فرزانه شیدا-اُسلو/نروژ ●

Publicités